غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر... "نجمه زارع"
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 3:26
به یک پلک تو میبخشم تمام روز و شبها راکه تسکین میدهد چشمت غم جانسوز تبها را بخوان! با لهجهات حسّی عجیب و مشترک دارمفضا را یکنفس پُر کن به هم نگذار لبها را به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!تو واجب را به جا آور رها کن مستحبها ر
روز سیاه... "غلامرضا طریقی"
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 15:00
چه آتشی ؟ که بر آنم بدون بیم گناهتــــورا بغل کنـــم و ... لا اله الا الله... ! به حق مجسمه ای از قیامت است تنتبهشـت بهتــر من ای جهنم دلخواه چه جای معجزه ؟ کافی ست ادعا بکنیکــه شهر پـر شود از بانگ یا رسول الله اگـر چــه روز, هــمه زاهـدنـد امـا شبچه اشک ها که به یاد تو می رود در چاه میان این همه ش...
بعثت پیامبر گرامی اسلام مبارک باد...
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 15:00
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شددل رمیده ما را انیس و مونس شدنگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد...
ز بس بستم خیال تو تو گشتم پای تا سر من... “فیض کاشانی”
-
تاریخ: 1396/2/1 ساعت: 8:48
دل از من بردی ای دلبر، به فن آهسته آهستهتهی کردی مرا از خویشتن آهسته آهسته کشی جان را به نزد خود ز تابی کافکنی در دلبسان آنکه میتابد رسن آهسته آهسته ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردمربائی دل که گیری جان ز من آهسته آهسته چو عشقت دردلم جا کرد و شهر دل گرفت از منمرا آزاد ک
پرهای زمزمه... “سهراب سپهری"
-
تاریخ: 1396/2/1 ساعت: 8:48
&nb
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد... "فاضل نظری"
-
تاریخ: 1396/1/31 ساعت: 10:50
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لب هایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهرهیچ کس هیچ کس این جا ، به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را داردجانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از ت
سرو خرامان منی... مولانا
-
تاریخ: 1396/1/31 ساعت: 10:50
پوشیده چون جان می روی اندر میان جان منسرو خرامان منی ای رونق بستان من چون می روی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرووز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرمچون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرمای دیدن تو دین
حسرت... "فروغ فرخزاد"
-
تاریخ: 1396/1/31 ساعت: 10:50
از من رمیده ای و من ساده دل هنوزبی مهری و جفای تو باور نمی کنمدل را چنان به مهر تو بستم که بعد از ایندیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم رفتی و با تو رفت مرا شادی و امیددیگر چگونه عشق تورا آرزو کنمدیگر چگونه مستی یک بوسه تورادراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم یاد آر آن زن ، آن زن دیوانه را
وقتی همه جا از غزل من سخنی هست ... "محمدعلی بهمنی "
-
تاریخ: 1396/1/31 ساعت: 10:50
پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا توهر شب من و دیدار، در این پنجره با تو از خستگی روز همین خواب پر از رازکافیست مرا، ای همه خواسته ها تو دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیممن یکسره آتش، همه ذرات هوا تو پژواک خودم بودم و خود را نشنیدمای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا تو آزادگی و شیفتگی
بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد..."مولانا"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمدنگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد خرامان ساقی مه رو به ایثار عقار آمد صفا آمد، صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد شفا آمد شفا آمد شفای هر نزار آمد حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان طبیب آمد طبیب آمد طبیب هوشیار آم
برآمد باد صبح و بوی نوروز..."سعدی"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز چو آتش در درخت افکند گلنار دگر منقل منه آتش میفروز چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست حسدگو دشمنان را دیده بردوز بهاری خرمست ای گل کجایی که بینی بلبلان را ناله و سوز&n
شعر سکوت... "شمس لنگرودی"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
این شعرها که بوی سکوت می دهنداز غیبت لب های توستکلماتمثل زنجره های خشکیده ی تابستانیاز معنا خالی شدندو در انتظار مورچه هایندتوشه بار زمستانی شان رادر حفره ی تاریک خالی کننداندوهی که سرازیر می شوددر سینه ی خاموش من...
از مهر بخوانیم و به آبان برسیم ... "حسین قربانی"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون تشنه ی دل خسته به باران برسیم ای عشق دل تنگ مرا درمان باش با یار بدانم که به درمان برسیم ای هستی یکتای شب تنهایی از روح بخوانیم و به جانان برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من
بن بست... "دکتر افشین یداللهی"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل می زنددر راه هوشیاری خود مست می رود گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشستوقتی که قلب خون شده بشکست می رود اول اگرچه با سخن از عشق آمدهآخر خلاف آنچه که گفته است می رود گاه یکسی نشسته که غوغ
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود..."حافظ"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیز جهان
تو در جانی..."خوجه احمد سیفی"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
تو در جانی تو مرجانیتو آن چشمهء جوشانی تویی آن عشق رویاییکه احساسم تو می دانی گل یاسم تو احساسمبگو با من تو می مانی گلی چون تو ندیدم منبه هیچ دشت و گلستانی به دریای دلم آریتو آن موج خروشانی دراین شب های تار منتو آن ماه درخشانی به دشت سبز قلب منچو آهویی خرامانی&nbs
پیشانیام را بوسه زد در خواب هندویی..."فاضل نظری"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
پیشانیام را بوسه زد در خواب هندویی شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی شاید از آن پس بود که احساس میکردم در سینهام پر میزند شبها پرستویی شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم هر روز سیبی سرخ میافتاد در جویی از کودکی دیوانه بودم، مادرم میگفت
اما نیمه شبی خواهم رفت...“احمد شاملو”
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
اما نیمه شبی خواهم رفت از دنیایی که مال من نیست از زمینی که بیهوده مرا بدان بسته اند و تو آنگاه خواهی دانست خون سبز من خواهی دانست که جای چیزی در وجود تو خالی است و تو آنگاه خواهی دانست پرنده ی کوچک قفس خالی و منتظر من خواهی دانست که تنها مانده ای با روح خودت و بی کسی ا
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم..."محمدعلی بهمنی"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیستمحرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست از تو تا ما سخن عشق همان است که رفتکه در این وصف زبان دگری گویا نیست بعد تو قول و غزل هاست جهان را اماغزل توست که در قولی از آن ما نیست تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویمتازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست شب
فلک جز عشق محرابی ندارد..."نظامی"
-
تاریخ: 1396/1/26 ساعت: 17:23
چکیده: فلک جز عشق محرابی نداردجهان بیخاک عشق آبی ندارد غلام عشق شو کاندیشه این استهمه صاحب دلان را پیشه این است گر اندیشه کنی از راه بینشبه عشق است ایستاده آفرینش کمر بستم به عشق این داستان راصلای عشق در دادم جهان را *****************&nbs