عرفان من...Erfane Man

متن مرتبط با «یک روز به شیدایی» در سایت عرفان من...Erfane Man نوشته شده است

موهایِ تو در باد به هوهو که چه یعنی... “شهراد میدرى”

  • نیلوبلاگ

      موهایِ, تو در باد به هوهو, که چه یعنی,بر شانه رها مخملِ جادو که چه یعنی گیرم که سراپایِ تو دل می برد از نازدلبر شده ای غرقِ هیاهو که چه یعنی هر گوشه ...

    ادامه مطلب
  • یک عمر از آغوشم اگر دور بمانی..."صنم نافع"

  • نیلوبلاگ

      یک عمر از آغوشم اگر دور بمانی در خانه ی بی پنجره محصور بمانی   با شمع به حال خود اگر اشک بریزی پروانه ى من!پای کمی نور بمانی   آن قسمت دیوانه ترم پیش تو مانده ست تا سهم دلم باشی و مجبور بمانی   گوشم به لبت مانده و شعر از پىِ بوسه ای کاش که با قافیه ها جور بمانی   ای کاش که عمری به دلم درد بریزی ای کاش همین آدم مغرور بمانی   هر ساز فقط لحن خودت را بنوازد در گوشه ی هر پرده ی ماهور بمانی   دلبسته ی چشمان تو می مانم و باید درگیر من و این گره ی کور بمانی  ...

    ادامه مطلب
  • جرم عشق..."سیمین بهبهانی"

  • نیلوبلاگ

    گر سرو را بلند به گلشن کشیده اندکوتاه پیش قد بت من کشیده اند زین پاره دل چه ماند که مژگان بلند هاچندین پی رفوش ، به سوزن کشیده اندامروز سر به دامن دیگر نهاده اندآنان که از کفم دل و دامن کشیده اندآتش فکنده اند به خرمن مرا و ، خویشمنزل به خرمن گل و سوسن کشیده اندبا ساقه ی بلند خود این لاله های سرخبهر ملامتم همه گردم کشیده اندکز عاشقی چه سود ؟ که ما را به جرم عشقبا داغ و خون به دشت و...

    ادامه مطلب
  • گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم ..."سیمین بهبهانی"

  • نیلوبلاگ

     گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز درگفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مراگفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه امگفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم گفتا که از بی...

    ادامه مطلب
  • پیک سحری..."کریم فکور"

  • نیلوبلاگ

    یک نفس ای پیک سحریبر سر کویش ،کن گذریگو به فغانم ،به فغانم ، به فغانم ای که به عشقت زنده منمگفتی از عشقت دم نزنممن نتوانم ، نتوانم ، نتوانم من ؛غرق گناهم ،تو عذر گناهیروز و شبم را تو که مهری تو که ماهی چون باده به جوشم ، در جوش و خروشممن سر زلفت به دو عالم نفروشم ای که به عشقت زنده منمگفتی از عشقت دم نزنممن نتوانم ،نتوانم ، نتوانم  همه...

    ادامه مطلب
  • شیدای من..."سیمین بهبهانی"

  • نیلوبلاگ

    یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری از رشک آزارش دهم ، وز غصه بیمارش کنم بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم گوید میفزا قهر خود ، گویم بخواهم مهر خود گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیار...

    ادامه مطلب
  • شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با من..." شهراد میدرى"

  • نیلوبلاگ

    شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با من حریرِ سبزِ شالی خیسِ نم نم کردنش با من گُلِ رنگین کمان در انتهایِ کوچه باغِ ابر به استقبالِ تو سر تا کمر خم کردنش با من اگر سردت شده روشن کن آغوشِ اجاقم را برایِ شعله ای بوسه مصمم کردنش با من عجب قندِ سمرقندی، عجب چایِ بخارایی بیا مهمانِ حافظ شو، غزل دم کردنش با من بزن لبخند در آیینه تا از شب بیاویزم خودت ماهم شوی از ماه، رو کم کردنش با من برقص و دره...

    ادامه مطلب
  • نه احتیاج به سیب و نه گندم است این جا ..."محمد علی بهمنی"

  • نیلوبلاگ

    نه احتیاج به سیب و نه گندم است این جا هبوط، تجربه ای در تداوم است این جا نپرس وسوسه ی آدم است یا حوا؟ چه فرق؟ چهره ی بازیگران گم است این جا شدیم ساعت و تقویم، خود نمی دانیم چه ساعت است؟ و یا فصل چندم است این جا؟ به شوق دیدن آرامش پس از توفان هنوز حوصله ها در تلاطم است این جا کجاست جذبه ی لبخندهایمان؟ حیفا چقدر حافظه ها بی تبسم است این جا خودم به پرسشت آخر جواب خواهم داد مگو شنیدن پاسخ ت...

    ادامه مطلب
  • چشمهایم اگر نمیبیند ولی از حالتان خبر دارد...“محمدعلی بهمنی”

  • نیلوبلاگ

    محمدعلی بهمنی؛ شاعر توانای معاصر ایران زمین در علت سرایش این شعربرای سیمین بهبهانی می گوید: مدتی بود که روزنه نگاه سیمین آسیب دیده بود. خاطرم هست در مجلسی به همراه او و حافظ موسوی حضور داشتم. برایش این شعر را گفتم این شعر را برای سیمین گفتهام. او برای درمان ضعف بیناییاش، چشمان خود را به تی...

    ادامه مطلب
  • ابری که می شی غرق بارونم... “روزبه بمانی”

  • نیلوبلاگ

    ابری که می شی غرق بارونم یخ می کنم روزایی که سردی چیزی نمونده از خودم در من از بس منو شکل خودت کردی از بس شبیه آرزوهامی نزدیک تو کم می شه تشویشم تو حکم اقیانوسو داری که من هر چی باشم در تو حل می شم دلتنگیامو از تو می دونم من پیش تو بدجور مغلوبم حال و هوامو از تو می پرسم چون وقتی حالت خوبه من خ...

    ادامه مطلب
  • آن مسافر که سحر گریه در آغوشم کرد..." کاظم بهمنی"

  • نیلوبلاگ

    آن مسافر که سحر گریه در آغوشم کردآتشم زد به دو تا بوسه و خاموشم کرد خواستم دست به مویش ببرم خواب شودعطر گیسوش چنان بود که بی هوشم کرد معصیت نیست نمازی که قضا کرد از منمعصیت زمزمه هایی ست که در گوشم کرد نیمه شب ها پس از این سجده کنان یاد من استآن س...

    ادامه مطلب
  • هرچه خواهی کن ولیکن.... "پارسا خسروی"

  • نیلوبلاگ

    هرچه کردی تا فراموشت کنم بی فایده ست عاشقم من توبه کردن لاجرم بی فایده ست دوری از یک دلبر شیرین کجا باشد روا سعی تو در امتحان آخرم بی فایده ست بیش از این دورم مکن با قهر از اعماق خود گر کنی پرتم به ساحل دیگرم بی فایده ست دردعاشق را نباشد دردهای جسم و جان پس علاج درد من با مرهمم بی فایده ست ...

    ادامه مطلب
  • آخر نگهی به سوی ما کن..."سعدی"

  • نیلوبلاگ

    آخر نگهی به سوی ما کن دردی به ارادتی دوا کن بسیار خلاف عهد کردی آخر به غلط یکی وفا کن ما را تو به خاطری همه روز یک روز تو نیز یاد ما کن این قاعده خلاف بگذار وین خوی معاندت رها کن برخیز و در سرای دربند بنشین و قبای بسته وا کن آن را که هلاک میپسندی روزی دو به خدمت آشنا کن چون انس گرفت ...

    ادامه مطلب
  • احساس دوری..."روزبه بمانی"

  • نیلوبلاگ

    مگه من چی ازت می خوام که دائم فکر پروازی که هر شب بین دستامون داری دیوار می سازی مگه من چی ازت می خوام که می ری رو به تنهایی چه رویایی رو می بینی که نه می ری نه این جایی من از احساس این دوری من از این درد آشفته ام داری می ری نمی فهمم مگه من چی بهت گفتم به جز این حجم دلتنگی تو چی دیدی از احساس...

    ادامه مطلب
  • امشب ز پشت ابرها بیرون نیامده ماه..."محمدعلی بهمنی"

  • نیلوبلاگ

    از خانه بیرون می زنم اما کجا امشبشاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب پشت ستون سایه ها روی درخت شب می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب می دانم اری نیستی اما نمی دانم بیهوده می گردم بدنبالت ‚ چرا امشب ؟ هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب ها ... سایه ای دیدم شبی...

    ادامه مطلب
  • شرمی ست در نگاه من،اما هراس نه..." کاظم بهمنی"

  • نیلوبلاگ

    شرمی ست در نگاه من،اما هراس نه!کـم صـحـبـتـم مـیـان شـمـا ، کــم حـواس نـه چـیـزی شـنـیده ام کـه مـهـم نـیـسـت رفـتـنـت درخــواسـت مـی کـنـم نـروی ، الـتـمـاس نـه از بـی سـتـارگـی سـت کـه دلـم آسمانـی اسـت مــــن عـابـری فلک زده ام ، آس و پـاس نــه مــن مـی روم ، تـو بـاز می آیی ، مـسـیـر ...

    ادامه مطلب
  • دو چشم این یکی آشوب، آن یکی تیزی..." علیرضا بدیع"

  • نیلوبلاگ

    دو چشم این یکی آشوب، آن یکی تیزیکه سبزوار و نشابور را برانگیزی! خوشا سیاست ابروی تو که از چپ و راست گرفته نصف جهان را بدون خونریزی به حکم موی تو از خیل سربه دارانم خودت مگر که به خونخواهی ام به پا خیزی خوشا به من که مرا با هزار سودایم هزار مرتبه از موی خود بیاویزی زمان رد شدن از قتلگاه دقت ...

    ادامه مطلب
  • من به یک احساس خالی دلخوشم... "سهیل محمودی"

  • نیلوبلاگ

    من به یک احساس خالی دلخوشم من به گل های خیالی دلخوشم در کنار سفره اسطوره ها من به یک ظرف سفالی دلخوشم مثل اندوه کویر و بغض خاک با خیال آبسالی دلخوشم سر نهم بر بالش اندوه خویش با همین افسرده حالی دل خوشم در هجوم رنگ در فصل صدا با بهار نقش قالی دلخوشم آسمانم: حجم سرد یک قفس با غم آسوده با...

    ادامه مطلب
  • قطع قلم، به قیمت نان می کنی رفیق؟... " حسین جنتی"

  • نیلوبلاگ

    قطع قلم، به قیمت نان می کنی رفیق؟این خط و این نشان که زیان می کنی رفیق! گیرم درین میانه به جایی رسیده ای،گیرم که زود دکّه، دکان می کنی رفیق! روزی که زین بگردد و بر پشتت اوفتد،حیرت ز کار و بار جهان می کنی رفیق تیر و کمان چو دست تو افتاد، هوش دار&qu...

    ادامه مطلب
  • پیشِ رخ تو، ای صنم کعبه سجود می کند... " هوشنگ ابتهاج"

  • نیلوبلاگ

    پیشِ رخ تو، ای صنم  کعبه سجود می کند         در طلبِ تو آسمان جامه کبود می کند حسن ملائک و بشر جلوه نداد این قدر              عکسِ تو می زند در او ...

    ادامه مطلب