خرید بک لینک

 

 دل از من بردی ای دلبر، به فن آهسته آهسته

تهی کردی مرا از خویشتن آهسته آهسته

 

کشی جان را به نزد خود ز تابی کافکنی در دل

بسان آنکه میتابد رسن آهسته آهسته

 

ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردم

ربائی دل که گیری جان ز من آهسته آهسته

 

چو عشقت دردلم جا کرد و شهر دل گرفت از من

مرا آزاد کرد از بود من آهسته آهسته

 

به عشقت دل نهادم زین جهان آسوده گردیدم

گسستم رشته جان را ز تن آهسته آهسته

 

ز بس بستم خیال تو تو گشتم پای تا سر من

تو آمد خرده خرده رفت من آهسته آهسته

 

سپردم جان و دل نزد تو و خود از میان رفتم

کشیدم پای از کوی تو من آهسته آهسته

 

جهان پر شد ز حرف فیض و رندی های پنهانش

شدم افسانهٔ هر انجمن آهسته آهسته

 


برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 8:48

صفحه بندی