خرید بک لینک

 

تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها

من و این دشت بیپایان و بیحاصل دویدنها

 

تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش

من و شبها و درد انتظار و دل طپیدنها

 

نصیحتهای نیک اندیشیت گفتیم و نشنیدی

چه ها تا پیشت آید زین نصیحت ناشنیدنها

 

پر و بالم به حسرت ریخت در کنج قفس آخر

خوشا ایام آزادی و در گلشن دویدنها

 

کنون در من اگر بیند به خواری و غضب بیند

کجا رفت آن به روی من به شوق از شرم دیدنها

 

تغافلهای او در بزم غیرم کشته بود امشب

نبودش سوی من هاتف گر آن دزدیده دیدنها

 

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 14:36

صفحه بندی