aa دل سپرده... "محمد علی بهمنی" :: عرفان من...Erfane Man

دل سپرده... "محمد علی بهمنی"

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

من زنده بودم اما انگار مرده بودم

از بس که روزها را با شب شمرده بودم...

              

یک عمر دور و تنها ،تنها به جرم این که

او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم

 

یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم

از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم

 

در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد

گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم

 

وقتی غروب می شد ،وقتی غروب می شد

کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم     

 


نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:01
برچسب‌ها :