
نقش پردازان میسر نیست تصویرش کنندساده لوح آنان که می خواهند تسخیرش کنندچون شرر از سنگ آسان است بیرون آمدنوای بر آن کس که از حیرت زمین گیرش کنندغافلی از حال دل، ترسم که این ویرانه رادیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنندبال اقبال هما را بهر دور انداختنگر به دست اهل دل افتد پر تیرش کنندنعمت الوان عالم را کند خون در جگرهر فقیری کز قناعت چشم و دل سیرش کنندرحم کن بر خود، زبان شکوه ما را ...
ادامه مطلب