
امشب چراغ غم را بر دوش بام بگذاردست مرا بگیر و در دست جام بگذارزنهار نشکند دل، این آبگینۀ نابدر خواب مرمرینم آهسته گام بگذاریک سو بریز زلفی، سویی بکار چشمیجایی بپاش بویی، هر گوشه دام بگذارآرامشی است یکدست، تلفیق خواب و مستینام دو چشم خود را دارالسلام بگذارتا فاش گردد امشب رسوایی منِ مستداغی ز بوسههایت بر گونههام بگذاردار و ندار من سوخت، آتش مزن دلم رااین بیت را برای حسن ختام بگ...
ادامه مطلب