دل پرده پرده خون است ، از پرده داری ما... "فرخی یزدی"

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

 گلرنگ شد در و دشت ، از اشکباری ما

چون غیر خون نبارد ، ابر بهاری ما

 

با صد هزار دیده ، چشم چمن ندیده

در گلستان گیتی ، مرغی به خواری ما

 

بی خانمان و مسکین ، بد بخت و زار و غمگین

خوب اعتبار دارد ، بی اعتباری ما

 

این پرده ها اگر شد ، چون سینه پاره دانی

دل پرده پرده خون است ، از پرده داری ما

 

یک دسته منفعت جو ، با مشتی اهرمن خو

با هم قرار دادند ، بر بی قراری ما

 

گوش سخن شنو نیست ، روی زمین و گر نه

تا آسمان رسیده است ، گلبانگ زاری ما

 

بی مهر روی آن مه ، شب تا سحر نشد کم

اختر شماری دل ، شب زنده داری ما

 

بس در مقام جانان ، چون بنده جان فشاندیم

در عشق شد مسلم ، پروردگاری ما

 

ازفر فقر دادیم ، فرمان به باد و آتش

اسباب آبرو شد ، این خاکساری ما

 

در این دیار باری ، ای کاش بود یاری

کز روی غمگساری ، آید به یاری ما

 


  • مطالب مرتبط
  • دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست..."حسین منزوی"
  • گفتم که مژده بخش دل خرم است این ..."هوشنگ ابتهاج"
  • نه احتیاج به سیب و نه گندم است این جا ..."محمد علی بهمنی"
  • زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت..." فرخی یزدی"
  • در فصل های خونین هم می توان عاشق بود... " علی باباچاهی"
  • خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن..."شهریار"
  • نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 19:24
    برچسب‌ها :