بی خبری از حال خرابم..."عبدالجبار کاکایی"

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

بی خبری از حال خرابم،

گم شده ام در خواب عمیقی

جز تو ندارم از تو شکایت،

ای دل تنها! با که رفیقی؟

 

 حوصله کن تا با تو بگویم،

طاقت اندوهی که ندارم

پیشتر آ  تا از تو بپرسم،

راه رهایی از شب تارم

 

از تو کجا باید بنویسم،

شرح پریشانی که کشیدم

محرم رازم جز تو کسی نیست،

هرچه شنیدم از تو شنیدم

 

از شب قسمت چاره ندارم،

بی خبر از خود، پای تو ماندم

عمر قراری بود و رسیدم ،

عشق سلامی بود و رساندم

 

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 2:15
برچسب‌ها : خرابمعبدالجبار,
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها