گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم ..."سیمین بهبهانی"

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

 

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم

گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم

 

گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در

گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم

 

گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم

 

گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام

گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم

 

گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند

گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم

 

گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم

 

گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

  • مطالب مرتبط
  • جرم عشق..."سیمین بهبهانی"
  • گفتم که مژده بخش دل خرم است این ..."هوشنگ ابتهاج"
  • شیدای من..."سیمین بهبهانی"
  • محو جنون ساکنم شور بیابان در بغل..."بیدل دهلوی"
  • نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم... "مولانا"
  • من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم..."حافظ"
  • نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 18:38