گفتم که مژده بخش دل خرم است این ..."هوشنگ ابتهاج"

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

 

گفتم که مژده بخش دل خرم است این

مست از درم در آمد و دیدم غم است این

 

 گر چشم باغ گریه ی تاریک من ندید

 ای گل ز بی ستارگی شبنم است این

 

 پروانه بال و پر زد و در دام خوش خفت

 پایان شام پیله ی ابریشم است این

 

باز این چه ابر بود که ما را فرو گرفت

 تنها نه من ، گرفتگی عالم است این

 

ای دست برده در دل و دینم چه می کنی

 جانم بسوختی و هنوزت کم است این

 

 آه از غمت که زخمه ی بی راه می زنی

 ای چنگی زمانه چه زیر و بم است این

 

 یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی

 چندمین هزار امید بنی آدم است این

 

گفتی که شعر سایه دگر رنگ غم گرفت

 آری سیاه جامه ی صد ماتم است این

 

 روا مدار که پیوسته دل شکسته بود

 دلی که سایه به زلف تو بست ای ساقی

 

  • مطالب مرتبط
  • دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست..."حسین منزوی"
  • گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم ..."سیمین بهبهانی"
  • نه احتیاج به سیب و نه گندم است این جا ..."محمد علی بهمنی"
  • آن که رخسار تورا این همه زیبا می کرد...“عماد خراسانی”
  • گهواره ی خالی..."هوشنگ ابتهاج"
  • سرگذشت چمن..."هوشنگ ابتهاج"
  • نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 18:23