آرزوی نقش بر آب..."حمید مصدق "

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

آرزوی نقش بر آب

در من غم بیهودگی ها می زند موج

در تو غروری از توان من فزونتر

در من نیازی می کشد پیوسته فریاد

در توگریزی می گشاید هر زمان

پر

 

ای کاش در خاطر گل مهرت نمی رست

ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت

ای کاش دست روز و شب با تار و پودش

از هر فریبی رشته عمرم نمی بافت

اندیشه روز و شبم پیوسته این است

من برتو بستم دل ؟

دریغ از دل که بستم

افسوس بر من گوهر خود را فشاندم

در

پای بت هایی که باید می شکستم

 

ای خاطرات مرا با خویشتن تنها گذارید

در این غروب سرد درد انگیز پاییز

با محنتی گنگ و غریبم واگذارید

اینک دریغا آرزوی نقش بر آب

اینک نهال عاشقی بی برگ و بی بر

 

در من

غم بیهودگی ها می زند موج

در تو

غروری از

توان من فزونتر...!

 

 

دفتر شعر سال های صبوری  

  • مطالب مرتبط
  • مرا بازگردان... "حمید مصدق"
  • نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 19:51
    برچسب‌ها : آرزوی,آبحمید,مصدق,