غزل ۲۹۵..."وحشی بافقی"

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

 

 

همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

بی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندارم

 

زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود

درمانده‌ام و چارهٔ این باب ندارم

 

آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب

دارم گله ازخویش و ز احباب ندارم

 

ساقی می صافی به حریفان دگر ده

من درد کشم ذوق می ناب ندارم

 

وحشی صفتم این همه اسباب الم هست

غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم

 

 

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 16:39
برچسب‌ها :