شهنوازی کن نگارا،ساز می خواهم چکار..." شهریار"

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

شهنوازی کن نگارا، ساز می خواهم چکار؟

من که ایمان داشتم اعجاز می خواهم چکار؟

 

تا صدایت گوش هایم را نوازش می کند،

تار و سنتور و نی و آواز می خواهم چکار؟

 

تخت جمشید قشنگی هست در چشمان تو

تا تورا دارم دگر شیراز می خواهم چکار؟

 

تکیه گاه من تو باشی، من خودم یک ارتشم

قدرتم کافیست... نه... سرباز می خواهم چکار؟

 

باغ سرسبز و تو و آواز بلبل، بوی گل...

این زمین زیباست... پس پرواز می خواهم چکار؟

 

گرچه دیگر هیچ چیزی مثل دیروزش نیست

این غزل را فرصت آغاز می خواهم چکار؟!

 

  • مطالب مرتبط
  • می خواهمت چنان که شب خسته خواب را..."قیصر امین پور"
  • زنانه می خواهمت... "نزار قبانی"
  • خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن..."شهریار"
  • از همه سوی جهان جلوه‌ی او می‌بینم..."شهریار"
  • اشک ندامت..."شهریار"
  • اما نیمه شبی خواهم رفت...“احمد شاملو”
  • نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:00
    برچسب‌ها :