خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید..."جویا معروفی"

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس


خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید

مرا مسافرِ شب های انتظار کشید

 

تو را شکفته و مغرور و سنگدل، اما

مرا شکسته و بی تاب و بی قرار کشید

 

تو را کنارِ سحرگاهِ شاد پبروزی

مرا حوالیِ اندوهِ بی شمار کشید

 

میان خنده و غم جنگ شد، دریغا غم

به خنده چیره شد و دورِ من حصار کشید

 

غمی که بر سرم آمد از آشنایان است

همان غمی ست که هر لحظه شهریار کشید

 

کجا رواست که از دست دوست هم بکشد

کسی که این همه از دست روزگار کشید...

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 12:00
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها